قدرت این جامعه در «تکنولوژیِ زندگی» اوست. برخلاف قدرتهای سنتی که بر «انضباط و تنبیه» استوارند، قدرت جامعه جدید ایران بر «شبکه و خلاقیت» استوار است. این جامعه:
۱- منتظر نمیماند: او منتظر بخشنامه برای شادی یا ورزش یا سوگواری نمیماند.
۲- خالق است: او دانشگاه خود، سینمای خود، موسیقی خود و ماراتن خود را خلق میکند.
۳- گریزپا است: این قدرت به دلیل شبکهای بودن، به راحتی قابل سرکوب یا مصادره نیست.
بازگشت به خویشتن
همانطور که بارها و بارها مشاهده کردهایم سیاست رسمی از واقعیت موجود در جامعه بسیار عقبتر است. گاهی مدام این واقعیتها را پس میزند و اگر در زمینههایی آنها را به سختی میپذیرد؛ زمانی است که اثر خودش را از دست داده است و امتیاز همراهی را از آن خود نخواهد کرد. استراتژی «خروج مولد» باعث شده تا پوستهای سخت و مقاوم از روابط اجتماعی شکل بگیرد که در آن، مردم به یکدیگر بیش از نهادها اعتماد دارند. مردمی که حتی میتوانند همدیگر را نشناسند، هیچ تشکیلات سازمانیافتهای نداشته باشند، از همان گروههای خرد غیر رسمی تشکیل شده باشند.
تحلیل پدیدههای مشاهده شده در این روزها نشان میدهد که جامعه ایران نه منفعل است و نه ناامید؛ بلکه به شدت «مشغول به کار» است. او در حال ساختن زیرساختهای یک زندگی متعارف در فضاهای خالی و شکافهای قدرت است. این همان «خروج» رهاییبخشی است که (هارت) و (نگری) نوید میدادند؛ خروج از زمین بازیِ قدرت برای ساختنِ زمینی که در آن «زندگی» حرف اول را میزند.










